السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
50
تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )
پيغمبر است در اشتغال قوّهء قدسيهء أو وشدّت اتّصالش به عالم ملكوت وبه آن مرتبه نيست كه شخص ملك ببيند وروح القدس براي أو به صورتي متمثّل گردد كه أو را تواند ديد وكلام خدا را بر سبيل وحى به أو برساند ؛ به اين معنى كه أو موحى اليه باشد بدون توسّط رسول ، بلكه براي أو همين سماع صوت حاصل است . وشيخ كلينى از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده است كه محدّث صدا را مىشنود وشخص را نمىبيند . راوي عرض كرد كه : « فداى تو شوم از كجا مىدانيد كه اين كلام ملك است ؟ » فرمود كه : « موجب حصول سكينه ووقار مىشود به نحوى كه مىداند كه آن كلام ملك است . » پس اگر آن خلافت ونيابت از خاتم پيغمبران باشد ، درجه ومرتبهء وصىّ أو در مراتب عود درجهء مرتبهء عقل ثاني است در مراتب بدو ؛ واز پيغمبر نصّ بر اين واقع شده است كه : « در شجرهء شرف با من مساهم ودر درجهء نوريت مضاهى است » وفرموده است كه : « أنا وعلى من نور واحد » « 1 » و « أنا وعلى من شجرة واحدة » . « 2 » وأيضا : از كلام اوست كه : بدان كه دعا وطلب از جملهء أسباب حصول وعلل كون وشرايط دخول در نظام موجود است . واز جملهء شكوك اين است كه آنچه را كه به دعا طلب مىكنند اگر از أموري است كه قلم قضاى أزلي به تقدير آن جارى شده است ودر لوح قدر الهى حصول آن صورت گرفته است ، دعا وطلب نمىخواهد ؛ واگر بر خلاف آن است ، دعا وطلب فايده نمىدهد . وجوابش آن است كه طلب ودعا نيز از قضا وقدر واز شرايط مطلوب مقضىّ واز أسباب مأمون مقدّرند . پس هرگاه قضا وقدر به انجاح مطلبي جارى شده باشد ، طلب ودعا كه از شرايط وأسباب متأدّيهء به آن است نيز از مقضىّ مقدّر خواهد بود والّا فلا . وبالجملة آنچه مقضىّ ومقدّر است ، أسباب وشرايط آن نيز مقضىّ ومقدّر است : « إذا أراد اللّه شيئا هيّأ أسبابه » ومؤلّف در شرح اين كلام گفته است كه مراد آن است كه
--> ( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 33 ، ص 480 و . . . ( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 21 ، ص 280 ، وج 23 ، ص 230 .